سلام دوستان

اين آخرين مطلب منه. يعنی غزل خداحافظی...

دلم نوشت امون بده    اگر چه زشت امون بده

بذار بيام جهنمم ميشه بهشت امون بده

 امون بده

امون بده فقط یه بار     این لحظه رم دووم بیار

گناه نمی شه مهلتی به من بدی بزرگوار ؟

 بزرگوار امون بده فقط يه بار امون بده

امون بده

 امون بده امون بده بالی تا آسمون بده 

من اون بالا رو اوج بی دروغ نشون بده

نگو تو کو؟خونه کو؟     گل برای پونه کو؟

نگو سوختیم من و تو اون که میسوزونه کو؟

 نگو بسته به یه آه       فرصت ماه و نگاه

 برای یکی شدن دستاتو بده به من.

 امون بده فقط یه بار       این لحظه رم دووم بیار

 گناه نمی شه مهلتی به من بدی بزرگوار؟

امون بده ....

امون بده امون بده

 بالی تا آسمون بده

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸٤


 

 

ديدی همش دروغ بود؟!

کدومتون منو يادتونه؟

من واسه همه تون مردم مگه نه؟

خيلی بی وفا شدين...

  
نویسنده : محمد ; ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ شهریور ،۱۳۸٤


 

 

دست تو تو دست من بود

دلت اما جای ديگه

تو خودت خبر نداری

اما چشمات اينو می گه!

مدتی بود حس می کردم

که دلت يه جا اسيره

پشت پا زدی به بختت

کی واست جز من می ميره؟

تو می گی يه وقت و گاهی

پيش مياد يه اشتباهی

نه ديگه ديگه نميشه

واسه تو نمونده راهی

اين ترانه جديد شادمهره من که خيلی دوسش دارم؛شما رو نمی دونم؟!

  
نویسنده : محمد ; ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ امرداد ،۱۳۸٤